الملا فتح الله الكاشاني
188
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
پس بر سخنان ايشان اندوهناك مباش إِنَّ رَبَّكَ بدرستيكه پروردگار تو لَذُو مَغْفِرَةٍ هر آينه خداوند آمرزش است مر مؤمنان را كه بصدق نيست بتوحيد اعراف نمودهاند و به نبوة تو تصديق كردهاند وَ ذُو عِقابٍ أَلِيمٍ و خداوند عقوبة دردناك است مشركان جاحد و مكذبان معاند را آوردهاند كفار قريش گفتند كه قرآن چرا بلغت عجم فرو نيامد و يا چرا بعضى از او عربى نبود و برخى عجمى آيه آمد كه . وَ لَوْ جَعَلْناهُ و اگر ميگردانيديم اين كتابرا كه احسن ذكر است قُرْآناً أَعْجَمِيًّا قرآنى به غير لغت عرب لَقالُوا هر آينه ميگفتند كافران عرب از روى انكار لَوْ لا فُصِّلَتْ چرا به تفصيل مبين نشده آياتُهُ آيتهاى كتاب به زبان عرب تا ما فهم آن كنيم ءَ أَعْجَمِيٌّ آيا كلام عجمست وَ عَرَبِيٌّ و مخاطب عربى حاصل كه ما بلغت ايشان انزال نموديم و از عشيرهء ايشان رسول فرستاديم تا در حجة ابلغ باشد و از براى معذرت اقطع و اينكه ايشان ميگويند كه مكتوب اليهم عربى باشد و كتاب عجمى بجهة فرط تكذيب و انكار ايشان است قُلْ بگو اى محمد مر ايشانرا كه هُوَ آن كتاب لِلَّذِينَ آمَنُوا مر آنانرا كه گرويدهاند و راه نماينده است بطريق حق هُدىً راه نماينده بجنان وَ شِفاءٌ و شفا دهنده از آنچه در سينهاى ايشانست از امراض شك و شبهه و يا از جميع امراض باطنه و ظاهره وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ و آنان كه نميگروند فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ در گوشهاى ايشان گرانيست يعنى خود را كر فرا مينمايند و به گوش هوش نميشنوند وَ هُوَ و آنكتاب عَلَيْهِمْ عَمًى بر ايشان پوشيده است يعنى از ديدن آيات آن خود را كور ميسازند مراد آنست كه چون از آيات باهره و حجج ظاهره آن نفع نميگيرند پس گوييا كه كورى و كرى مانع شنيدن و ديدن ايشانست از آن أُولئِكَ آنگروه كه از شنيدن قرآن و ديدن آن حقيقت كر و كورند يُنادَوْنَ ندا كرده ميشوند مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ از جاى دور يعنى ايشان در بعد افهام و شدت اعراض از آن مانند كسى است كه او را مسافت دور و دراز خوانند و او نه آواز خواننده شنود و نه او را بيند مراد آنست كه همچنانكه نداى خواننده نفعى به اين كس نميرساند همچنين خواندن قرآن بر كافران فايدهء نميدهد پس براى تسليهء حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از جحود كفار ميفرمايد كه . وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ و بتحقيق كه داديم موسى را كتاب تورية فَاخْتُلِفَ فِيهِ پس اختلاف كرده شده در آن يعنى امتان بعضى آن را